السيد الخميني
107
ولايت فقيه ( حكومت اسلامى ) ( موسوعة الإمام الخميني 21 ) ( فارسى )
نارواگران و تأويل نابخردان را از دين دور مىسازند ( ساحت دين را از تغييرات مغرضان و تحريفهاى نادانان و امثال آن پاك مىگردانند ) . بررسى « العلماءُ وَرَثَةُ الأنبياءِ » مقصود ما از نقل اين روايت ، كه مرحوم نراقى هم به آن تمسك كرده « 1 » ، اين است كه معنى جملهء « العلماءُ وَرَثَةُ الأنبِياءِ » كه در اين روايت آورده شده معلوم شود . در اينجا چند بحث است : 1 . مراد از « العُلماءُ » چه كسانى هستند ؟ آيا علماى امت است ؟ يا اينكه ائمه عليهم السلام مقصود مىباشند ؟ بعضى احتمال دادهاند كه مراد ، ائمه عليهم السلام باشد « 2 » . ليكن ظاهر اين است كه مراد علماى امت باشد ، و خود حديث حكايت مىكند كه مقصود ائمه عليهم السلام نيست : زيرا وضع مناقبى كه دربارهء ائمه عليهم السلام وارد شده غير از اين است . اين جملات كه « انبيا احاديثى از خود به ارث گذاشتهاند ، و هر كس آن را اخذ كند حظ وافرى برده . . . » نمىتواند تعريف ائمه عليهم السلام باشد . اين جملات شاهد بر اين است كه مراد علماى امت است . همچنين ، در روايت ابوالبخترى بعد از جملهء « العُلماءُ وَرَثَةُ الأنبِياءِ » مىفرمايد : « فَانْظُرُوا عِلْمَكُم هذا عَمَّنْ تَأخُذُونَه » . كه ظاهراً مىخواهد بفرمايد علما ورثهء انبيا هستند ؛ منتها بايد توجه داشته باشند كه علمشان را از چه كسى بايد بگيرند ، تا بتوانند ورثهء انبيا باشند . اينكه بگوييم مراد اين است كه ائمه ورثهء انبيا هستند ، و مردم بايد علم را از ائمه كسب كنند ، خلاف ظاهر است . هر كس رواياتى را كه دربارهء ائمه عليهم السلام ، وارد شده ملاحظه كند و موقعيت آن حضرات را نزد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم بداند ، متوجه مىشود كه مراد از اين روايت ائمه نيستند ؛ بلكه علماى امتند . چنانكه امثال اين
--> ( 1 ) . عوائد الأيام ، ص 531 ، حديث 1 . ( 2 ) . بلغة الفقيه ، ج 3 ، ص 226 ؛ منية الطالب ، ج 2 ، ص 233 ؛ حاشية المكاسب ، محقق اصفهانى ، ج 2 ، ص 385 .